۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » عرفان های نوظهور
  • شناسه : 414
  • ۱۷ آذر ۱۳۹۶ - ۱۳:۵۰
  • 67 بازدید
عرفان های نوظهور ابزاری برای دوری از خدا
عرفان های نوظهور ابزاری برای دوری از خدا

عرفان های نوظهور ابزاری برای دوری از خدا

بسیاری بر این باورند که چون عرفان‌هاي نوظهور در جهان صنعتی رشد کرده است، می توان آنها را تفکری اعتراض گونه در مقابل جهان صنعتی قلمداد کرد. اول این که: عرفان های نوظهور هیچگاه در صدد ارائه تفكر خاصی نيستند بلكه بيش از اينكه يك نوع تفكر و انديشه باشند، يك نوع ابزارند. دوم این […]

بسیاری بر این باورند که چون عرفان‌هاي نوظهور در جهان صنعتی رشد کرده است، می توان آنها را تفکری اعتراض گونه در مقابل جهان صنعتی قلمداد کرد. اول این که: عرفان های نوظهور هیچگاه در صدد ارائه تفكر خاصی نيستند بلكه بيش از اينكه يك نوع تفكر و انديشه باشند، يك نوع ابزارند. دوم این که: این عرفان‌ها در مقابل مدرنيته و جهان صنعتی قد علم نكرده‌اند بلكه بيشتر رنج‌هاي زندگي مدرن را براي شهروند غربي قابل تحمل مي‌كنند.

انسان غربي نه تنها در عرفان‌هاي نوظهور نمي‌تواند سرگشتگي خود را درمان كند، بلکه اين‌ تفكرات جديد، تنها اضطراب انسان مدرن را بيشتر مي‌كند زيرا حتي اگر كوچك‌ترين اميدي هم براي او باقي مانده باشد، آن را از او مي‌گيرد، خداي او را مي‌كشند و او را در بيابان تنهايي رها مي‌كنند و او را به خدایی امیدوار می کنند که هیچ قدرتی ندارد. حد اقلی، ضعیف، این دنیایی، از اوصاف خدایی است که عرفان های نوظهور انسان سرگردان را به سوی او دعوت می کنند.

به طور مثال بوديسم و افكار منشعب از آن، که امروزه در غرب طرفداران فراوانی دارد، با اينكه اعمال انسان‌ها را در سرنوشتي كه در زندگي بعدي خواهند داشت مؤثر مي‌داند اما در درون خود حاوي نوعي تناقض است؛ زيرا آدمي در اين ايده‌، در يك جبر دائمي قرار دارد و وارث اعمالي است كه روح وي در بدن فرد قبلي انجام داده است. همین تفکر را در عرفان اکنکار، اشو، سرخپوستی نیز می توان یافت.

در نتيجه عرفان‌هاي نوظهور، نحله‌هايي تهي از معنا هستند كه وجود آنها در يك جامعه، به معناي آفت معرفتي آن جامعه است؛‌ آفتي كه آدمي را نسبت به همه چيز منفعل مي‌كند و به او مي‌قبولاند كه در نهايت نابود خواهد شد. و تنها فرصت او بودن در این دنیاست از این رو هر آنچه به او در این دنیا لذت می دهد مورد توجه خواهد بود.

بنابراين در چنین جهانی، رفتارهای اخلاقي اساساً معني نخواهد داشت زيرا رفتار اخلاقي برگرفته از مفاهیمی باطني و معناگرا است، و در دنيايي كه فاقد هرگونه معنا و انتهاست و فرجامي جز نابودي ندارد، اخلاق امري بيهوده است. در واقع چنين رفتارهایی تنها در جايي مجال بروز دارد كه نوعي نسبيت در رفتار و نتیجه ای در آن رفتار قابل تصور باشد. اين تفکر مسیحی که «اگر كسي به صورت تو سیلی زد طرف دیگر را جلو بیار تا به آن طرف نیز سیلی بزند.»، در واقع ريشه در همان نسبيت اخلاقي و بي‌معنا بودن دنياي انسان مدرن دارد. البته به نظر می رسد این تفکر یکی از انحرافات مسیحیت باشد.

 

ع

ابتذال عرفان‌هاي نوظهور، متاسفانه به بزرگ‌ترين مهد عرفان بشري يعني فرهنگ ايراني نيز سرايت كرده است. مشاهده جواناني كه با شركت در كلاس‌هاي يوگا و مديتيشن سعي دارند با تكرار كلماتي بي‌معني ـ كلماتي كه دست كم آنها معناي آن را نمي‌دانند – به آرامش دروني دست يابند، رنج‌آور است. در اينجا آدمي مهجوريت مولانا، عطار، سعدی، حافظ و شيخ اشراق را ملموس‌تر مي‌بيند. شايد بتوان جوان غربي را كه از آگوستين(یکی از تأثیرگزارترین فیلسوفان و اندیشمندان مسیحیت) بريده است و زندگي مدرن هم، آرامش او را سلب كرده است، درك كرد اما چگونه مي‌توان شاهد بود كه جوان ايراني با تمدني كه سرشار از متعالي‌ترين عرفان‌ها و معنويت اشراقي است، بر سر كلاس‌هاي مديتيشن بنشيند؟! چگونه مي‌توان شاهد بود كه رساله «عقل سرخ»، «آواز پر جبرئيل»، «صفير سيمرغ» و «في حقيقه‌العشق» سهروردي را كنار بگذارند و دنبال مباحث بي‌خردانه ماهاريشي ماهش بروند؟

وقتی پائولو کوئلیو با کتاب کیمیاگر خود به شهرت جهانی می رسید به خوبی می توان تفاوت عرفان در فرهنگ اسلامی و شرقی را با عرفان غربی فهمید. کیمیاگر بر اساس داستانی از مثنوی معنوی و با ادبیات غربی نگاشته شده است. غنای مضامین و ژرف نگری در عرفان اسلامی یکی از ویژگی های و تفاوت های عرفان اسلامی با عرفان های نوظهور است.

خدا در عرفان اسلامی محور است و در عرفان های نوظهور یک باور، از این رو در عرفان اسلامی اعمال بر اساس رضای خدا صورت می گیرد اما در عرفان های نوظهور اعمال بر اساس میل و لذت انسان است و خداوند، در ردیف همان لذت ها تعریف می شود. ولی عرفان اسلامی انسان را به آسمان می برد و به او پرواز می آموزد ولی عرفان های نوظهور انسان را به زمین گره زده  پر پروازش را می شکنند.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*