۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » عرفان های نوظهور
  • شناسه : 408
  • ۱۷ آذر ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۱
  • 141 بازدید
راجنیش اشو مروج اندیشه های التقاطی
راجنیش اشو مروج اندیشه های التقاطی

راجنیش اشو مروج اندیشه های التقاطی

اگرچه نياز به معنويت، بزرگترين و مهم ترين دغدغه ي بشري است  و انسان مدرن امروزي نمي تواند غافل از عالم معنويت به حيات خويش ادامه دهد. تا جائي كه برخي متفكران معنوي انديش تاكيد دارند كه نياز انسان امروز به زيست معنوي، از نياز انسان ديروز به مراتب بيشتر است. اما فهم عاميانه از […]

اگرچه نياز به معنويت، بزرگترين و مهم ترين دغدغه ي بشري است  و انسان مدرن امروزي نمي تواند غافل از عالم معنويت به حيات خويش ادامه دهد. تا جائي كه برخي متفكران معنوي انديش تاكيد دارند كه نياز انسان امروز به زيست معنوي، از نياز انسان ديروز به مراتب بيشتر است. اما فهم عاميانه از معنويت در بطن زندگي آميخته با مدرنيته ي امروزي، موجب پديد آمدن مكاتب و نحله هاي معنوي و شبه معنوي التقاطي گرديده است كه انسان امروزي را عمدتا با خود به بيراهه رهنمون مي سازد.

در ادامه به معرفی رهبر یکی از همی جریانات التقاطی می پردازیم

اوشو OSHO
اوشو متولد سال ۱۹۳۱ و متوفي سال ۱۹۹۰ مي باشد.

وي در سال ۱۹۸۰ با دعوت مريدانش بنام سان ياسين ( به معناي دوستداران عشق ) وارد آمريكا شد و سال ۱۹۸۵ از آنجا اخراج شد. علت اخراج اوشو ( از آمريكا )، فساد جنسي و اخلاقي بوده است. وي بت معنوي جهان و بسياري از جوانان داخل كشور مي باشد.

اوشو هفت هزار سخنراني كرده كه سخنانش در هفتصد و پنجاه كتاب گرد آوري شده است. از هفتصد و پنجاه كتاب به زبان انگليسي حدود هفتاد كتاب در چند سال اخير به زبان فارسي منتشر شده است.

او از عشق بسیار سخن گفته است، عشقي كه او از آن مي گويد همانند درختی است،  که ريشه در زمين دارد و تنه و شاخه به سمت آسمان. اوشو مي گويد به ميزاني كه ريشه درخت در زمين فرو رود شاخه هاي آن به سمت آسمان بلند مي شود. عشق تعالي است اما عشق از خاك آغاز مي شود اگر عشق در خاك جايي نداشته باشد هرگز به آسمان بلند نمي شود. (مانند درخت) لذا عشق با  قداستي كه شروع مي شود به عشق خاكي مي رسد. عشق خاكي عشق زميني است و عشق زميني كه اوشو بيان مي كند چيزي جز سكس نيست. لذا پايان معنويت اوشو و نهايت و عصاره و خلاصه عرفان و معنويت اوشو عشق است كه هم عشق زميني و خاكي كه در يك كلمه خلاصه مي شود و آن همان علتي بود كه اوشو را از آمريكا اخراج كردند.
اساساً می توان عرفان اوشو را عرفان سكس نام نهاد. يعني هيچ چيز ديگري نيست و احساس مي شود اين همه اقبالي كه در خارج بخصوص در آمريكا و نيز در ايران وجود دارد، يكي از علل آن همين مي باشد. عرفان اوشو عرفان بدون شريعت است عرفان بدون آسمان و خدا هست. عرفان زميني و دنيوي است. اوشو بر اين اساس ضد فلسفه است در تعبيري مي گويد: فيلسوفان سگان تاريخ اند و مفصل در اين باره بحث مي كند. ضد تكنولو‍ژي و ضد تمدن بشريت معاصر است. ضد استدلال براي همه چيز حتي براي خدا و ضد اخلاق گرائي، است. تشبيهات بسيار مستهجني براي قانون گذاران بشر، به کار می برد. اساسا ضد قانون است. شعار اصلي اوشو اين است يك قانون تنها در دنيا وجود دارد و آن اينكه هيچ قانوني وجود ندارد. شعار اون اين است كه نظم در هرج و مرج است و بايد رسوم و عادات را شكست تا نظم آسماني و نظم خدايي كه فقط از اتحاد دو جنس زن و مرد ايجاد مي شود پديد بيايد. اوشو امروز براي بسياري از جوانان به يك بت معنوي مبدل شده است.

از جمله اقـدامـات طـرفـداران اوشو، راه انـدازي رسمـي و همـراه با تبليغات گستــرده ي «اوشو پارك» هاست كه جذابيت زيادي براي برخي افراد و نيز گردشگران بازديد كننده از هند برخوردار است و شعبه هايي از آن نيز در ديگر كشورها تاسيس شده است. در اين مكانها، نوعي زندگي زناشويي و جمعي فارغ از قيود اخلاقي و رسمي ترويج ميشود، كه شباهت هاي زيادي به نظريه هاي زندگي اشتراكي و جمعي در آراي برخي متفكران دارد. هواداران اين نوع زندگي، سبك زيستن خود را راهي براي رهايي از قيد و بند هاي اخلاقي و اجتماعي دانسته اند.

برچسب ها

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*