۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » عرفان های نوظهور
  • شناسه : 418
  • ۱۷ آذر ۱۳۹۶ - ۱۳:۵۳
  • 76 بازدید
تولید دانش در راستای دین نوین جهانی یکی از اهداف عرفان های نوظهور است
تولید دانش در راستای دین نوین جهانی یکی از اهداف عرفان های نوظهور است

تولید دانش در راستای دین نوین جهانی یکی از اهداف عرفان های نوظهور است

عرفان های نوظهور برای ایجاد دین نوین جهانی اهدافی را دنبال می کنند که می توان به تولید محتوا و دانش لازم در این دین اشاره کرد. برای رسیدن به این هدف دو روند را دوشادوش  هم پیش می برند؛ یکی شناخت ادیان و دیگری تفسیر ادیان، البته این شناخت و تفسیر، هماهنگ با ارزش […]

عرفان های نوظهور برای ایجاد دین نوین جهانی اهدافی را دنبال می کنند که می توان به تولید محتوا و دانش لازم در این دین اشاره کرد. برای رسیدن به این هدف دو روند را دوشادوش  هم پیش می برند؛ یکی شناخت ادیان و دیگری تفسیر ادیان، البته این شناخت و تفسیر، هماهنگ با ارزش ها و مبانی تأکید شده برای ایجاد دین جهانی است. با شناخت هر چه بیشتر ادیان در مرحله تولید دانش، علومی مانند روانشانسی، فلسفه و پدیدارشناسی، که همگی در راستای رویکرد دینی آن مورد توجه قرار می گرفت، مشخص می کردند که دین باید چه ویژگی هایی داشته باشد و چه توانایی هایی دارد. مردم به چه عناصری از دین جذب می شوند؟ از دین چه انتظاراتی دارند؟ مهمترین این عناصر مشترک ادیان چیست؟ چه آموزه هایی از ادیان قابل جذب در نظام سرمایه داری و متمدن لیبرال دموکراسی است؟ کدام یک از آموزه های ادیان می تواند برآورنده خواسته ها و هماهنگ با ارزش های نظام لیبرال سرمایه داری باشد؟ کدام آموزه ها تحریف پذیر و تحریف آنها مؤید ارزش ها و باورهای مطلوب در دین نوین جهانی است؟

پاسخ این پرسش ها به خوبی راه ایجاد دین نوین جهانی را هموار می کرد و محتوای آن را نیز تأمین می نمود. اگر می توانستند بخشی از مبانی دینی که میزان سرگرمی آن بیشتر بود را پیدا کنند به موفقیت نزدیک تر می شدند. آنها به دنبال ارائه معرفی کامل از دین نبودند زیرا می دانستند دین یک بسته کامل و غیر قابل نفوذ است که اگر درست تبیین شود هیچ قدرت استعماری مجال عرض اندام نخواهد داشت و نخواهد توانست بر گرده مردم سوار شود. از این رو بخش هایی از دین را مورد توجه قرار دادند که فردی بوده و کاری به دیگران و اجتماع ندارد. در واقع رویکرد فردی دین نیاز آنها را تأمین می کرد. بنابراین جذاب ترین بخش دین برای آنها بعد معنوی و عرفانی آن بود. و باز عرفان فردی و کنج نشینی نه عرفان اجتماعی و جامعه نگر. معنویتی که فرد در آن به اوج احساس می رسید و لذت و شادمانی را تجربه می کرد. معیارهای اخلاقی مانند گذشت، ایثار و مهربانی در وجودشان شکوفا می شد، که بسیار جذاب است. این پدیده ها برای کسانی که از بیرون به دین نگاه می کنند، ارزش سرگرمی بالایی دارد، و در کنار برآوردن نیازهای معنوی مردم و شکستن فضای خشک زندگی مادی، فرصت خوبی برای تفریح و تفنن فراهم می کند.

این مطالعات به غیر از ظرفیت شناسی دین، برای ترمیم تمدن غرب، بر اساس سکولاریسم، به آسیب شناسی دین هم می پرداخت. در معرفی ادیان ابعاد سرسخت دین که تکالیف دینی را مطرح می کند، سانسور شد. زیرا با روح لیبرالیسم سازگار نبود. دین و مذهبی که مورد توجه لیبرالیسم بود، دینی بود که رهروان آن انسان های بی تفاوت و فرد نگر باشند. افرادی که پایبندی به اصول برای آنها هیچ اهمیتی نداشته باشد، ظلم ستیز نباشند و جز خودش به دیگران فکر نکند. دینی که احساسات خوش ایجاد کند، لذت، شادی، ارتباط با ماوراء، دست یابی به نیروهای عجیب، و… را تأمین کند.

به بهانه پژوهش بی طرفانه، تعالیم حقیقی ادیان، با شیطان گرایی و جادوگری، با هم مورد مطالعه قرار گرفت. در این میان روشن است که میل انسان متمدن با تکیه بر اومانیسم، لذت طلبی و تمایل به دست یابی به نیروهای خارق العاده، به چه سویی خواهد رفت. وقتی تعالیم حقیقی ادیان در خون ریزی، بی عدالتی و خشونت منحصر می شود و شیطان پرستی و جادوگری، امری خارق العاده معرفی می گردد، طبیعی است که انسان دور افتاده از معنویت و تشنه آرامش و زخم خورده از بی عدالتی های اجتماعی، به دنبال لذت طلبی خود، ادیان و اندیشه های غیر الهی را برگزیند. از این رو ادیانی مورد ترویج و تبلیغ قرار می گیرند که مخاطبانشان را به کنج نشینی و دوری از اجتماع دعوت می کنند. در این میان ادیان هندی بسیار مورد توجه قرا گرفه است، افکار بودا، یوگا، کریشنامورتی، اشو، از بیشترین مخاطب برخوردارند.

در جهان آنچه از بودا تبلیغ می شود مهربانیت و همدلی آن است در حالی که دستان بودائیان میانمار به خون هزاران مسلمان هموطن خود آلوده است. یوگا در ادبیات جهانی به عنوان راهکاری برای آرامش مطرح می شود و مورد توجه نیز قرار می گیرد. کسانی که گرفتار اندیشه یوگا می شوند هیچ گاه نمی توانند علیه ظلم قیام کنند زیرا آنها بر اساس آموزه های یوگا هیچ چیز را ظلم نمی دانند و هر چه هست بر محور قانون کارما اتفاق می افتد که می گوید هر عملی بازتابی دارد و اگر کسی ظلم کند خود بازتاب عمل خود را خواهد دید. نیازی به ظلم ستیزی نیست.

اشو فقط از عشق می گوید و معتقد است تنها راه رسیدن به آرامش و معنویت عشق ورزیدن است آن هم خارج از چهارچوب.

این اندیشه ها هیچ خطری برای جهان استعمار ندارد. آنها می توانند از راه ترویج این افکار و معنویت ها، هم خلاء معنویت جهانی را پر کنند و هم رویکرد استعماری و استکباری خود را حفظ کنند. دین نوین جهانی در راستای اهداف غرب به وجود آمد و عرفان های نوظهور مبلغین این دین هستند.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*